ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

191

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

فرقه‌هاى طب نيست و او از پيروان ابقراط و از اصحاب بركساغورس و ديگران است و گفتار هريك از فرقه‌ها را كه پسنديد ، آن را مىپذيرد ؛ « اتفاقا روزى در مجلسى كه براى امتحان حافظه و هوش من در باب كتاب‌هاى قدما تشكيل شده بود حضور يافتم . كتاب ارسطراطس را در مورد خونريزى آوردند . در آن كتاب قسمتى را كه در خصوص خونريزى بود طبق معمول محلى از آن را نشانه گذارده بودند . سپس كتاب را باز كرده و در صفحهء مزبور جائى را نشان دادند كه ارسطراطس مسئله فصد را منع كرده بودند . من تصميم به مخالفت با نظر ارسطراطس گرفتم تا مرطياليس غمگين گردد ، زيرا وى مدعى بود از پيروان ارسطراطس مىباشد . تذكر و نظر من موجب تعجب مرطياليس شد ؛ « يكى از دوستان من كه دشمن مرطيالس بود ، از من خواست كه گفتار خود را در آن مجلس براى منشى او كه تسلط بر كتابت داشت املاء كنم . اين كاتب را كه دوستم نزد من فرستاده بود تا مطالب آن جلسه را به او بگويم و بنويسد ، در نوشتن مطالب علمى به رمز تسلط كامل داشت و بسيار تند مىنوشت . دوستم خواسته بود كه اين مطالب را در بالين بيمار كه تصادف ملاقات دست دهد براى او بازگو كند ، ولى چون پادشاه براى دفعه دوم مرا به شهر روميه خواست و آن دوستم كه آن مقاله را از من گرفت وفات كرده بود ، ندانستم نسخه مقابله مزبور چگونه بدست بسيارى از مردم افتاد . من مايل نبودم كه نسخهء مزبور بدست مردم بيفتد و اين پيش‌آمد مرا ناراحت كرد ، زيرا نوشته مزبور بنا بر جريان مخصوص ، آن هم در مقام غلبه بر خصم نوشته شده بود ؛ « من در مجالس عمومى سخنرانى نمىكردم و عادت بخودستائى نداشتم ، زيرا بيش از انتظار خود در معالجهء بيماران و بهبود آنان موفقيت پيدا كرده بودم . چون ديده بودم مردم غير طبيب هرگاه مىخواستند طبيبى را مدح نمايند او را « طبيب حرف » مىناميدند ، به اين جهت مايل بودم كه زبان آنها را كوتاه و از صحبت كردن خوددارى نمايم ، مگر در موارد خيلى ضرورى ، آن هم بر بالين بيمار يا آنكه در مجالس علمى